الشيخ محمد الصادقي الطهراني

72

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

زمين ما از خورشيد جدا گشته و اين خورشيد نيز از خورشيد ديگر تا برسد ببزرگترين خورشيدهاى جو پهناور كيهان ، كه مادر تمامى جهان است ، و بيشتر دانشمندان غربى هم‌اكنون بر اين عقيده‌اند . پرسشهائى چند از شيخ طنطاوى ! ؟ خيلى شگفت‌آور است كه چگونه طنطاوى در برابر فرضيهء گروهى از دانشمندان اين گونه دست و پاى خود را گم كرده ، كه پندارهاى ناپايدارشانرا بر آيات قرآنى تحميل نمايد ، به اين گمان كه خدمت به قرآن و مسلمين كرده است بايد از او پرسيد : 1 - روى چه اصل فرضيهء تشكيل منظومهء شمسى را از حالت فرضيه و پندار برون برده و بچهرهء يك اصل ثابت علمى وانمود ساخته است « . . . بثبوت رسيده . . » ؟ ! ! 2 - وانگهى در آيهء مورد بحث هرگز كلمهء خورشيد « شمس » وجود ندارد تا اين رتق و فتق دربارهء زمين و خورشيد باشد . . ! آيا به نظر وى كلمهء سماوات ( آسمانها ) بمعنى خورشيد است . 3 - چنان كه در آيه بجاى سماوات كلمهء شمس هم مىبود ، بر فرض آنكه مىپذيرفتيم رتق بمعنى پيوستگى زمين و خورشيد به يكديگر است ، باز هم معنى فتق خورشيد و زمين گسيختن زمين از خورشيد نبود ، بلكه جاى احتمال عكس « جدا شدن خورشيد از زمين » و يا گسيختن پيكرهء مشترك آنها نيز هست . وانگهى فرضيه‌هائيكه از دير زمان تاكنون پيرامون تشكيل منظومه شمسى از نظر دلايل گوناگون در نشيب و فراز بوده است ، اكنون حالت احتضار خود را طى ميكنند ، و به نظر نگارنده چنان كه مدلل خواهد شد فاتحهء تمامى آنها را از نظر علم نيز بايد خواند ، چنان كه قرآن در اصل آن را منكر است . * * *